تبلیغات
عشق نامه - اولین روز تنهایی

عشق نامه

می دونی دوست یعنی چی؟ یعنی: د: داشتن . و: اونی که . س :ستایش کردنش . ت: تمومی نداره

سلام مریمم خوبی؟

امروز اولین روز جداییمونه...

اولین روزی که واقعا فهمیدم دیگه منو نمیخوای...

نمیدونم معدلت چند شده عزیزم ولی ایشالله که خوب شده باشه...

قربونت برم ازت عذر میخوام که دیشب بهت پیامک دادم...

میدونم گفتی دیگه بهت پیامک ندم ولی خیلی دلم گرفته بود...

اینترنتم هم قطع بود...

کسیو نداشتم باش دردودل کنم...

مجبور شدم...دست خودم نبودکار دلم بود بهخدا...

ببخشید عزیزم واقعا معذرت میخوام...

عزیزترینم خیلی دلم برات تنگ شده...

کاش پیشم بودی..

کاش تنهام نمیذاشتی...

دیروز که ازبابا کتک خوردم خیلی دلم گرفت که چرا کنارم نیستی و تنهام گذاشتی...

آره گلم کتک خوردم...

داشتم شعر میگفتم..

بابا اومد توی اتاقم

بهش گفتم بابایی 100 هزارتومن پول داری بدی بهم واسه آهنگ میخوام...

عصبانی شد...

کلی فحش داد بهم ...کلی کتکم زد ...

حسن آقا اومد جلو گرفتش که دیگه منونزنه بلندشدم واستادم گفتم بذارین منوبزنه بذارین خالی کنه خودشو یه دفعه مشت زد توی دهنم..

لبم باد کرده هنوزم ورمش نخوابیده کبود هم شده...

عشقم چرا نیستی پیشم تا بهم دلداری بدی؟

تا بگی برمو از بابا عذرخواهی کنم؟تا بگی برم و بابا رو ببوسم ؟تا آرومم کنی...

یادت رفته که یه زمانی بهم میگفتی دیگه اصلا تنهات نمیذارم؟

گفتی سجاد هرکی هرچی دلش میخواد بگه من تورو تنها نمیذارم...

قسم خوردی عزیزم...

ولی چی شد که دوباره تنهام گذاشتی؟

من بهت خیانت کردم؟ بهت دروغ گفتم؟ تحقیرت کردم؟ بهت توهین کردم؟

کارایی که تو کردی و من نکردم...

عزیزکم یادت رفته به قرآن قسم خوردی که تنهام نمیذاری...

دیروز بهم گفتی آبروتو بردم...

گفتی توی فامیل توی مدرسه توی پیغامک برات آبرو نذاشتم...

توی فامیلتون چیکار کردم مگه؟یعنی عشقم کل فامیلتون تشکیل شده از مامانیت و خالت و سوگل؟

عزیزم زندگیه تو چه ربطی داره به سوگل؟چرا میذاری توی زندگیت اون دخالت کنه؟

کسی که براش هیچ ارزشی نداری...کسی که این همه مدت تنهات گذاشت..

به نظرت واقعا دوستت داره؟

قبول مامانیت هرچی بگه حق داره

این مدت که به مامانت پیامک میدادم کلی توهین کردن بهم ولی اصلا ناراحت نمیشدم...

چون درکش میکردم...

میدونم که مادره و نگران زندگیته...

واسه خالت هم که مامانت رفته بهش گفته من که کاری نکردم عزیزم...

توی پیغامک رو قبول دارم خیلی زیاد از حد اسمتو بردم ...

ولی عزیزم کدوم یکی از اعضای پیغامک توی زندگیه تو دخالت میکنن که من اونجا آبروتو بردم؟

توی مدرستون؟

خانومم من جز شیرین به کی دیگه پیامک دادم؟مزاحم کدوم یکی از دوستات شدم؟

فقط دوسه روزه که از طریق ثمین جویای حالت میشم مریمم...

من دیگه چیکارکردم عشقم ؟ چرا انداختی تقصیر من؟

باشه مریمم قبول تقصیر من بوده همه چی...

من عذرمیخوام ازت...

هرکاری تو بگی میکنم...

مریمم من به تو محتاجم...

آره عزیزم حرف دلمه که خیلی وقته بهت نگفتم...

تو محتاج من نیستی و نبودی...

ولی به قرآن قسم من محتاجم به وجود تو...

گفتی مثل پارسال که نیلوفر ولت  کردومن آبجیت بودم...

الان هم کلی آبجی داری و...

عزیزکم نیلوفر اصلا عشق من نبود فقط بهش وابسته شده بودم...

من تا اون موقع فقط تونسته بودم 2 بار با نیلوفر تلفنی بحرفم اونم چقد؟نهایتش 3 دقیقه...

خانومم من باتو زندگی کردم...

تورو جون هرکی دوست داری خودتو با نیلوفر نجس یکی نکن

تو برای من ارزشت اندازه ی کل دنیاس...

حتی بیشتر از دنیا...

عشقم من به تو وابسته شدم...

چرا جدایی رو خواستی ازم؟

چرا اینقد تغییر کردی مریمم؟

گفتی بعداز مسافرت که برگردم هر شب میام نت اگه گوشیمو ندن بهم...

هرشب میام نتو باهم چت میکنیم مثل قبلنا پس چی شد عزیزم؟

حتی حاضر نیستی جوابمو بدی چه برسه بام چت کنی...

اینقد بی ارزشم؟همه ی عشقت همین بود مریمم؟

اشک چشامو ندیدی ************ از من چه آسون دل بریدی

....

مریمم عشقم خیلی دوستت دارم بی تو دووم نمیارم...

میدونم تو دوسم نداشتی و نداری...

اگه دوسم داشتی راضی نمیشدی اینقدر زجر بکشم...

اگه دوسم داشتی به این راحتی ازم دل نمی بریدی...

اگه دوسم داشتی تنهام نمیذاشتی...

اگه دوسم داشتی پای قسمی که خوردی وایمیستادی..

اگه دوسم داشتی ...

هیچکس جای تورو برای من نمیگیره مریمم...

دیگه پیغامک نمیام...

عاشقت میمونم تا آخر دنیا...

حتی اگه تو دیگه برنگردی پیشم...

بهت خیانت نمیکنم...

بازم ازت عذرمیخوامبه خاطر کاره نکردم...

به خاطر اینکه آبروتو بردم..بااینکه در حقیقت من کاری نکردم...

عشقم جون مامانیت چادر رو کنار نذار ...

فقط همین یه خواهشو دارم ازت...

دورت بگردم تو هنوزم همون مریم منی

هنوز ملکه ی قلبمی...

هنوز کدبانوی خونمی....

هنوز عشقمی..

هنوز دوسم ...

.

.

نداری...

قربونت برم الهی نوکرتم تا آخر عمر...

تا فردا بابای عزیزجونم...


نوشته شده در چهارشنبه 8 تیر 1390 ساعت 05:20 ب.ظ توسط عاشق مرگ نظرات |

اخرین مطالب
....
.....سلام... :(
دومین سالگردمون مبارک نفسم...
دومین سالگرد....فردا... :(
رکورد...
زن که باشی....
خاطره ی یک عشق
اینم 2 تا عکس جدید از خودم .. :)
... دردودل نامه...
درد و دل