تبلیغات
عشق نامه - غم نامه....

عشق نامه

می دونی دوست یعنی چی؟ یعنی: د: داشتن . و: اونی که . س :ستایش کردنش . ت: تمومی نداره

"به هر حال اگه الان جونمو هم بدم حاظر نیستم ازدستت بدم عاشقتم بووووس"

*************************************************************

"بزرگترین ترسم توی زندگی از دست دادن توست"

*************************************************************

"من وقتی به پسرای دیگه ناه میکنم خدارو صدهزار بار شکرمیکنم که تورو پیدا کردم"

*************************************************************

"اگه تموم دنیا هم مخالف باشن من باتو میمونم"

*************************************************************

"الهی فداتشم هرکی فکر اینو بکنه که هووی من بشه سرشو ازتنش جدا میکنم من اینطوریم دیگه میترسم یکی بیاد عشقمو ازم بدزده اونوقت من میمیرم"

*************************************************************

"الهی فدات بشم من تازنده ام تنهات نمیذارم تا اخر دنیا باهات میمونم"

*************************************************************

"به مامانم میگم اونوقت هرچی گفت و هراتفاقی هم افتاد من عاشقت میمونم و ترکت نمیکنم"...

کافیه؟یا بازم میخوای مریم؟

یادت هست اصلا؟

این حرفایی که دیوونم میکردن رو یادته؟

مریم من کیم؟

اصلا منو یادت هست؟

مریم چرا الان منو یادت نمیاری؟

چرا نمیگی یه زمانی یه عشقی داشتم؟

مریم چرا دوسم نداری؟

توهمه چیزارو نمیدونی...

میدونم این قضیه ی ابروتو بردم و ... همش بهانه بود تا با مهدی راحت باشی...

میدونم توی اون مدت که مثلا بامن بودی چرا باهام سرد بودی...

یادته؟روز امتحانات اصلا واست مهم نبود که باهام حرف بزنی یا نه...

یادته برات مهم نبود زنده ام یا مرده؟

یادته همش منو میپیچوندی؟

یادته گفتی مهدی برات کادو عطر اورده ولی انداختیش بیرون درحالی که بازم دروغ گفتی بهم...

هرروز ازش استفاده میکردی...

مریم من برات مهم نیستمو نبودم..

یادته روزی که بهت گفتم تجدید قسم کن چی گفتی؟

دقیقا گفتی قسم میخورم تاهمیشه باها"ش" بمونمو بهش خیانت نکنم...

اونجا چیزی بهت نگفتمو خندیدم ولی منکه مطمئن بودم و میدونستم با مهدی هستی و منظورت اینه که مهدی رو تنها نمیذاری و بهش خیانت نمیکنی...

اگه بهت گفتم دوستت دارم ...

اگه بهت گفتم عشقمی..

مطمئن باش از روی هوا و هوس نبوده...

واقعا دوستت دارم و واقعا عشقمی...

.

.

.

.

مریم چندتا خواسته ی کوچیک ازت دارم...

به خدا اگه قبولشون کنی تا اخر دنیا مزاحمت نمیشم

اصلا دیگه وبلاگمو هم آپ نمیکنم

اصلا حذفش میکنم

فقط همین چندتا خواسته ی کوچیکمو برام برآورده کن...

بذار یه بار باهات تلفنی حرف بزنم...

بذار واسه بار اخر صداتوبشنوم...

بذار یه حرفایی که توی قلبم هست و هنوز بهت نگفتمشون رو بهت بگم...

خواسته ی خیلی بزرگیه مریم؟

اصلاخودم هم بهت زنگ میزنم هم بعدش برات شارژ میفرستم..

توروخدا...

توروجون مهدی که اینقدر عاشقشی نه نگو...

به خدا قول میدم دیگه دفعه ی اخر باشه که حتی منو توی دنیای مجازی میبینی...

یه خواسته ی دیگه ازت دارم...

دوباره یه وبلاگ بساز..

حرفای عاشقانتو واسه عشق جدیدت بزن اونجا..

ولی بذارمن بازم نوشته هاتو بخونم...

مریم باورت میشه من یه ختم قران به گردن گرفتم واسه سلامتیه تو؟

باورت میشه از وقتی گفتی سجاد بی دینه نمازامو تاجایی که بتونم اول وقت میخونم...؟

مریم 50 روز گذشت و من...

به دوستت گفتی سجاد حقش بود که شماره و ادرس خونشونو دادم به مهدی...

مریم حق من واقعا این بود؟

چرا چشمای پاکتو به روی همه چی بستی؟

چرا فقط میخوای سیاهی رو ببینی؟

چرا از من یه بت سیاه رنگ ساختی و هردفعه یادم میوفتی بهم سنگ میزنی؟

چرا منوفراموشم کردی؟

چرا اینقد راحتی خاموشم کردی؟

چرااینقد راحت ازم گذشتی؟

مریم این تویی؟

کسی که حاظر بود زبونم لال جونشو به پای من بذاره؟

مهدی با تو چیکار کرده؟

لایقت هست اصلا؟

اگه به پول بود صدبرابر پول مهدی رو به پات میریختم...

من چیم از مهدی کمتر بود؟

آها نکنه لاط چاقو کش نبودم؟که هردفعه بخوام باهات صحبت کنم از لاط بازیام بگم؟

توهم بگی آفرین..

مریم توی ماه خداییم...

تو روزه ای که میگیری از روزه ی صدنفر مثل من بدبخت خیلی باارزش تره..

ولی تورو به همون پیغمبری که دین اسلام رو آورد تورو به حضرت محمد(ص)قسمت میدم چشماتو بازکن..

نمیگم برگرد پیشم ولی تو داری خودتو بدبخت میکنی مریم...

تو فک میکنی مهدی عاشقته..

شاید باشه...

ولی کار بزرگی انجام نداده که با دختردیگه ای دوست نشده...

من کجام و تو کجایی؟

اگه میخواستم بهت خیانت کنم خیلی راحت خیانت میکردمو..

اصلا واسه چی پا توی گرداب عشقی بذارم که الان به این روز انداخته منو؟

ولی بهت خیانت نکردم...

چون دوستت داشتم..

هنوزم دارم...

اگه نداشتم تا الان صدبار با بقیه دوست میشدم...

مهدی توی شهر خودتونه و تورو از نزدیک دیده..

خوبه از همون اول هم بهت ثابت کرد تورو واسه چی میخواد...

خوبه بهت ثابت کرد تو رو واسه ارضای خودش میخواد...

وقتی میگم چشماتو بستی همینه مریم..

ساعت 1:45 شبه...

خیلی خوابم میاد...

ولی میخوام بشینم و این غم ناممو برات کامل بنویسم...

مریم چندشب پیش خواب حضرت مرگ رو دیدم...

خوشحال شدی نه؟

واسا بگم تا شاید بیشترخوشحال شی البته یکم ناراحت میشی حالا میگم چرا...

یه انسان ، روح ، فرشته یاهرچی نمیدونم چی بود..

اومده بود توی خوابم مثل اینکه واسطه ای بود بین منو حضرت عزرائیل...

 گفت میخوام جونتو بگیرم...

عکس العملی نشون ندادم...

فقط یه حرفی بهش زدم..

بهش گفتم:اگه میشه از حضرت عزرائیل برام یه وقتی بخواین تا فردا صبح که نماز صبحمو بخونم بعد روحمو ازم بگیرین..

جالب بود برام برخلاف انتظارم قبول کرد...

صبح خیلی خوشحال بودم...

ناراحت شدی که چرا جونمو ازم نگرفته نه؟

الان داری باخودت میگی سجاد الهی بمیری؟

میگی الهی تیکه تیکه بشی؟

درسته؟

دیدی قلبم هیچوقت بهم دروغ نمیگه؟

نزدیک ماه رمضون بودیم...

هرروز صبح واسه سحری بیدار میشمو نماز صبحمو میخونم...

تعبیرم این بود که شاید تعبیر اون یک روز مهلت ی روز بوده یا یک ماه...

که فعلا حدسم روی تعبیر دوممه...یعنی یک ماه...

ولی از تو حلالیت میخوام...

پشت سرت غیبت کردم...

روزی که به مهدی زنگیدم گفتم:...

توروخدا توروجون مهدی منو ببخش..

گفتم: مریم یه دختره هوس بازه..الان با توی چندوقت بعد یکی بهتر رو پیدا کنه میره با اون...

تورو جون مامانت منو ببخش

مریم اگه حلالم کردی برام نظر بذار...

اگه هم نکردی بگو چیکارکنم تا حلالم کنی...

توروخدا حلالم کن

به پات میوفتم التماست میکنم...

فقط حلالم کن..

مامانم هم شک کرده که نکنه مریضیه من واقعا سرطان خون باشه..

ترسیده...

دعا کن سرطان خون باشه...

توکه مرگ منو هرروز ازخدامیخوای اینو هم بهش اضافه کن...

دوست دارم روزی که میرم دکتر پامو از مطبش شاد بذارم بیرون ها..

دوست دارم بهم بگه متاسفانه سرطان خون داری...

باشه؟پس دعاکن گلم...

روزی که روی تخت اتاقم بی حال افتادمو دارم نفسای آخر عمرمو میکشم بهت زنگ میزنمو میگم که دارم میمیرم تا کاملا خوشحال بشی...

یادت نره ها اون روز با مهدی برین ناهار رو بیرون بخورین و شاد باشین...

...

فقط یه کلمه از حرفای قشنگت واسم خاطره شده...

"عشقم"...

بااینکه عشقت نبودم ولی بازم برام این حرفت شیرین بود...

اون قضیه ی خوابم داره کم کم تعبیرمیشه...

نمازصبح برمیگرده به ماه رمضون یا اینکه تو هنوز حلالم نکردی واسه غیبتی که کردم ازت...

مرگ هم برمیگرده به مریضیم...

دیروز دوباره قلبم درجاگرفت جوری که مامانم وحشت کرد...

باز دوباره دست و پاهام یه دفعه شل میشن و چشام سیاهی میرن و هیچ جارو نمیبینن...

اینم اخر زندگیه منه دیگه...

خداروشکر میکنم که هیچوقت عاشقم نشدی چون موقع مرگم خیلی زجر میکشدی...

خب دیگه ...

2 روزه دارم این غم نامم رو مینویسم برای تو و برای کسایی که حرف دل منو میفهمن...

برای کسایی که عاشقن...

برای کسایی که خیانت نمیکنن...

برای کسایی که عاشق عشقشونن...

برای کسایی که درکم میکنن...

برای کسایی که زندگیه عشقشون براشون مهمه...

برای کسایی که توی عشق به همین راحتی جا نمیزنن...

برای کسایی که بی دلیل عاشق یکی دیگه نمیشن...

برای کسایی که وعده ی عاشقی الکی به کسی نمیدن...

برای کسایی که به عشقشون دروغ نمیگن...

برای کسایی که زندگی بی عشقشون براشون یه لحظه هم ممکن نیست..

برای کسایی که عشقشونو دوست دارن...

برای کسایی که واسه کسی که دوستشون داشت لاط خبر نکردن که تهدیدش کنه...

واسه کسایی که وقتی مثه من ازعشقشون جداهستن هرشب اشک میریزن...

واسه کسایی که توی عشق مثه یه مرد با همه ی سختی ها میجنگن...

واسه کسایی که خودشون به یکی دیگه پیام واسه شروع دوستی نمیدن...

برای کسایی که کارایی که تو با من کردیو با عشقشون نکردن...

واسه کسایی که ...

هر دو روز کلی اشک ریختم...

ولی تو اینارو نه میبینی نه درک میکنی ...

اگه میدی الان وضعیت من این نبود...

اگه میدیدی تنهام نمیذاشتی..

اگه میدیدی عاشقم میبودی..

اگه...

خب ...

به پایان آمد این دفتر حکایت همچنان باقیست...

تا پست بعدیم که معلوم نیست زنده باشم یا نه...

یاعلی...

 

 


نوشته شده در شنبه 15 مرداد 1390 ساعت 10:46 ق.ظ توسط عاشق مرگ نظرات |

اخرین مطالب
....
.....سلام... :(
دومین سالگردمون مبارک نفسم...
دومین سالگرد....فردا... :(
رکورد...
زن که باشی....
خاطره ی یک عشق
اینم 2 تا عکس جدید از خودم .. :)
... دردودل نامه...
درد و دل