تبلیغات
عشق نامه - ... دردودل نامه...

عشق نامه

می دونی دوست یعنی چی؟ یعنی: د: داشتن . و: اونی که . س :ستایش کردنش . ت: تمومی نداره

سلام به همه...

سلام به مریمم...

سلام به اونی که ازم گرفتش...

خوبین؟

تو خوبی مریمم؟

امروز میخوام فقط با تو دردودل کنم...

فقط تو...

خیلی وقته دلم میخواست یه دردودل حسابی باهات بکنم

اما نمیتونستم غم دلمو بیارم روی صفحه ...

تا اینکه امروز...

امروز حدود دوساعت قبل از اذان تنها شدم...

همه رفتن بیرون...

من موندم و ...

یکم توی فیس بوک گشتم...

حوصلم سر رفت...

رفتم سفره ی افطارو پهن کنم...

یاد تو افتادم...

یاد تنهاییم افتادم...

یاد غمایی افتادم که بعد تو نشست توی دلم...

بدجوربغض کردم ...
با خودم گفتم الان با عشقشه...

دارن باهم کیف میکنن...

توهم منتظری تا اذان بدن...

خیلی دوس داشتم بدونم چی میگین به هم ...

منم تنها ...

یه چشمم به گوشیم بود...

شاید یکی هم یادی از من میکرد...

شاید یکی هم حالمو میپرسید ...

اما ...

هیچ...
دق کردم...

یادته مریم؟

یادته بهم گفتی سجادم تورو خدا هیچوقت تنهام نذار...

حتی اگه خواستی بری با یکی دیگه عیبی نداره ولی بذار بهت اس بدم...

یادته؟

بهت گفتم گلم من غلط بکنم برم با یکی دیگه ...

عشق من تویی فقط بی تو میمیرم...

...

یادته بعد چندوقت چیکار کردی باهام؟

یادته؟

شیرینیه اولین روز رابطتون به چه قیمتی بود؟

قیمت نابودیه من؟

ای بابا...

میبینی فداتشم یک سال و یکی دوماهه که رفتی...

اما هنوزم این اشکام نمیذارن درست صفحه ی مانیتورمو ببینم...

...
هه...

مریم...

خیلی بهت التماس کردم...

خیلی به پات افتادم ...

خیلی...

یادته دیگه؟

بهت گفتم عمرم بذار فقط بهت اس بدم...

اصن ابجیم باش...

فقط باش...

پیشم باش...

کنارم باش...

محرم دردام باش...

بذار زمانی که کسیو ندارم تا غم دلمو بهش بگم به تو بگم...

 بذار خالی شم...

نذار تنهایی وجودمو داغون کنه...

نذار افسردگی منو زودتر از مرگ از بین ببره...

یادته یا نه؟

مریم؟

نفسم

...هه..

گفتم نفسم؟

بذار یه خاطره ای رو برات بگم..

پارسال اول مرداد ماه فهمیدم داری میای مشهد...

خیلی وعده وعید به خودم دادم

گفتم میاد مشهد حال و هوای مشهد و خاطراتمون میخوره به سرش برمیگرده پیشم

...

یادمه حتی زمان پروازتونو هم میدونستم...

زمانی که حدس میزدم رسیده باشی مشهد...

اخر شب بود...

رفتم لب پنجره ی اتاقم...

اسمونو نگاه میکردمو فقط نفس عمیق میکشیدم...

نفـــــــــــــــــــــــــــــــــــــس....

توی دلم خیلی شاد بودم...

گفتم حتی اگه یه ملکول از این نفسا از بازدم مریم من باشه خودشم کلیه برای من...

حست میکردم...

...

حس که نبودی لمست میکردم...

فک میکردم کنارمی...

همش منتظر یه اس بودم...

میدونستم اس میدی...

میدونستم...

همه کار کردم...

روز 15 شعبان...ولادت حضرت مهدی بود...

یادمه..

ههه

فقط به خاطر عشق تو رفتم توی بلوار اصلیه مشهد و کمک میکردم شربت بین ماشینا پخش شه...

همه ی ماشینا رو سعی میکردم چک کنم..

با خودم گفتم احتمال زیاد امروز میان شهرو ببینن و حال و هوایی تازه کنن...

همه رو گشتم...

خیلی به حضرت مهدی التماس کردم ..

اما...

بازم دست خالی برگشتم خونه...

...

نمیدونم...

نمیدونم چه حکمتیه که این غم تو هیچوقت از دلم کنده نشد...

دارم عذاب کدوم کارمو میکشم...

تو شادی...

من غم دارم...

درحالی که تو خیانت کردی ...

من به پات موندم...

من به یادت موندم...

اشکام شدن رفیقای هر لحظم...

بیشتر روزا به تو فکر میکنم..

..میدونم اگه اینو داری میخونی الان داری بلندبلند به من میخندی...

با سادگیه من...

اره گلم من ساده ام..

بخند...

ولی بدون سجاد به عشق و یاد تو وابسته است...

اینا نباشه سجادی هم درکار نیست...

خیلی سخته برام تحملشون اما ترکشون هم داغونم میکنه...

خیلی سخته خودت بدونی که افسردگی گرفتی و هر لحظه به خودکشی فکر کنی...

خیلی سخته هر لحظه ی زندگیتو توی فکر این باشی که عشقت الان توی بغل اون نامرده یا نه؟

خیلی سخته هر لحظه ی بهترین روزای عمرتو با این فکرا بگذرونی ولی عشقت اسمتم یادش رفته باشه...

خیلی سخته عکسشو ببینی و بغض کنی و هی اشک بریزی اما بدونی عشقت وقتی عکستو میبینه بهت فحش میده...

خیلی سخته برای عشقت با اشک و بغض و آه نامه بنویسی و بدونی که عشقت احتمال 1 در هزاره که اونو بخونه...

سخت ترش اینه عاشق عشقت باشی بعد این همه مدت اما بدونی اون عاشق اونه...

آره گلم...

هنوزم نفسمی...

هنوزم میپرستمت...

هنوزم لحظه هامو باتو سپری میکنم..

هنوزم عشقمی...

هنوزم وقتی کسیو با دوس دخترش میبینم بغض میکنم...

هنوزم دوستت دارم...

هنوزم....

امروز خیلی برام سخت گذشت..

ولی...

ولی بی ولی...

حرفی نمونده..

فقط یه چیزی بگم...

تنها چیزی که خیلی عذابم میده قسمای دروغی بود که برام میخوردی...

مریم خیلی دلم میخواد دوباره خاطرات بعد عیدمونو مرور کنم...

خاطرات تلخی که منو با خاک یکسان کردن اما برای تو فقط تظاهر به ناراحتی و شادی و خنده رو داشتن...

خاطراتی که زندگیمو بی رنگ کردن اما زندگیه تورو سراسر از شادی کردن...

خاطراتی که ..

الان طولانی میشه گلم..

بذار یه وقت دیگه...

از سر فرصت با رفیقام میام...

میگم اونقد ببارن که دیگه هیچ جا رو نبینم...

حتی عکس تو...

این یکی خیلی قشنگ نشد خودم قبول دارم...

چون موقعیت درستی نداشتم واسه دردودل...

اما باید خودمو یه جا حسابی خالی میکردم از اشک...

چشام خیلی سنگینی میکرد...

قلبمم خیلی وقت بود برات حرفی نزده بود...

به بزرگیه خودت ببخش نفسم...

توی نامه ی بعدی سعی میکنم چشای تورو هم سبک کنم...

مطمئنم...

 دوستت دارم

مراقب خودت باش

خداحافظ عروسک نازم


نوشته شده در جمعه 13 مرداد 1391 ساعت 09:40 ب.ظ توسط عاشق مرگ حرفای شما ... |

اخرین مطالب
....
.....سلام... :(
دومین سالگردمون مبارک نفسم...
دومین سالگرد....فردا... :(
رکورد...
زن که باشی....
خاطره ی یک عشق
اینم 2 تا عکس جدید از خودم .. :)
... دردودل نامه...
درد و دل