تبلیغات
عشق نامه - مطالب ابر دوست دارم

عشق نامه

می دونی دوست یعنی چی؟ یعنی: د: داشتن . و: اونی که . س :ستایش کردنش . ت: تمومی نداره

آخرین اخبار امروز گلم...

حالم بدک نیست..

ولی از دوریت دارم دق میکنم...

میدونم به درک که دق میکنم...

میدونم خیلی بی شعورم...

خبر دارم چی بهم گفتی گلم..

هیچی مشکل نداره....

بازم هنوزم عشق منی...

نمیدونم گلم چی باعث شده که اینجوری کنی بام...

درحالی که همه خودت رو مقصر میدونن نه منو...

ولی من میگم من مقصرم...

میگم من مقصرم که مزاحمت شدم..

من مقصرم که عاشقت شدم..

ولی عشقم این عاشقی من تمومی نداره مطمئن باش هیچوقت ازم خسته نمیشم...

مطمئن باش گلم...

راستی خواستمو عید رو بهت تبریک بگم...

عیدت مبارک همه داروندارم...

عیدت مبارک جیگرم...

عیدت مبارک عشقم...

یادش نخیر...

دفعه ی قبلی هم یه روز مونده بود به عید فطر که ازم خداحافظی کردی واسه همیشه...

ایندفه هم یه روز مونده به عید مبعث ازم خداحافظی کردی واسه همیشه...

هیییی خدا

دلتنگتم مریمم...

دوستت دارم ایشالله هرجا هستی شاد باشی...

فقط یه سوال گلم به ثمین گفتی میخوام از دستش راحت باش ...

الهی بمیرم برات گفتی معدم سوراخ شد از بس قرص اعصاب خوردم...

یعنی الان راحتی عشقم؟

دیگه هیچ ناراحتی نداری که ازم جدا شد؟

میدونم عوض شدی

چون تو کسی نبودی که الکی به من فحش بدی...

به خاطر چیزایی که من مقصرش ...

هستم...

حرف تو برام ملاکه..

بگی ماست سیاهه میگم سیاهه...

پس من مقصر همه اینا هستم..

ببخش عزیزم واسه همه چی...




عزیزم منو تو مثل این درخته ایم..نه الان نیستم بودیم یه زمانی...
اونشاخه خشکیده کوچولو رو که افتاده رو زمینو میبینی اون وضع الان منه...
درخته هم تویی شاد و سرحال...
ولی من خشکیدم...
غمگین و بی روح...
باتو که بودم یه حسی توی وجودم بود واقعا شادم میکرد...
درکم نمیکنی مریمم چون دوسم نداشتی...
چون اون حسی که من میگم و تو با من نداشتی...
نمیدونی چقد سخته از روح جداشدن...
توروح من بودی...
وجود من بودی...
هنوزم هستی و خواهی بود...
دلم خیلی برای صدات تنگ شده...
حال حوصله ندارم اصلا...
کاش پیشم بودی تا با دستای گرمت رو زخمامو لمس میکردی...
زخمای پام...
زخمای قلبم که با برگشتنت خوب میشن عزیزم...
نمیخوام بهت اجبار کنم برگردی چون میدونم الان حالت ازم به هم میخوره ولی گلم هرموقع دوباره عاشقم شدی آغوشم بازه برات که بیای و دوباره سر جای خودت ثابت بمونی عزیزکم...
دوستت دارم بیشتراز هرچی که فکرشو بکنی
عاشقتم تا...
عشق من تا نداره مریمم...
عاشقتم بی پایان...
فک میکردم عشق تو هم " تا " نداشته باشه...
ولی...


باشه مریمم...
ههه
اومدم وسط خط تا بهت بگم
دوستت دارم خانومم
بوس
بای تافردایی نزدیک..
شب بخیر خوشگلم

نوشته شده در پنجشنبه 9 تیر 1390 ساعت 12:12 ق.ظ توسط عاشق مرگ نظرات |

...سلام مریمم

خوبی؟

خب روز اول تابستون شروع شده...

روزی که فکر میکردم پیش همیم...

تابستونی که برام اینجوری شروع بشه رو نمیخوام...

هییییی

خیلی دلم گرفته عزیزجونم

خیلی دلتنگتم...

کاش حداقل یه خبر ازم میگرفتی...

کاش حداقل ازم خداحافظی میکردی مریمم...

قبول دوستم نداری...

قبول..

میدونم مزاحمت بودم همیشه...

میدونم همیشه ارزوت این بوده که من نباشم تا راحت باشی...

مریمم فردا...

فردا هشتمین ماهگرد عشقمونه

چرا نیستی عزیزم؟

چرا کنارم نیستی؟

قسم خوردم اگه فردا بات حرف نزنم رگمو بزنم...

به جون خودت قسم خوردم..

توکه میدونی وقتی به جون تو قسم میخورم همه کار میکنم...

مریمم دلم داره از غم میترکه

عزیزجونم گناه من چی بود؟الهی فداتشم عمرم توکه میدونی بی تومن هیچم...

عشقم توکه میدونی اگه نباشی میمیرم...

یه هفته است دیگه ازت هیچ خبری ندارم...

دیشب قبل خواب داشتم آسمون رونگاه میکردم

نمیدونی چه حالی داشتم...

میدونم عزیزکم اصلا دیگه بهم فکر نمیکنی...

یه نفر دیگه رو داری که پیشت باشه...

یکی که هرموقع بخوای بتونی بغلش کنی...

یکی که هرموقع بخوای بتونی بوسش کنی...

یکی که هرموقع بخوای بغلت کنه...

دستای سردتو بگیره تو دستاش...

یکی که باهاش بری بیرون...

یکی کهبراش غذا درست کنی و برین بیرونباهم نوش جون کنین...

یکی که غذا رو برات لغمه کنه...

یکی که غذا رو بذاری لای لباش و قربون صدقش بری...

یکی که...

مریمم دیشب از غم تنهایی عکستو گرفتم توی بغلم..

گذاشته بودمش روی قلبم...

هی نگاهش میکردم هی بوسش میکردم...

هی قربون صدقت میرفتم...

مریمم عزیزجونم عشقم گلم کجایی که ببینی سجادت خورده زمین و رون پاش داغون شده...

کجایی که با عشقت زخم پاموببوسی...

کجایی که نگرانم باشی...

کجایی که اگه یه ساعت پیشت نباشم اشکت دربیاد؟

کجایی که ببینی دارم ذره ذره میمیرم...

کجایی که خودمو برات لوس کنم؟

کجایی که باهات شوخی کنم و تو برام بخندی و زندگی رو با خنده های نازت بهم هدیه بدی...

کجایی که باهات دردودل کنم؟

کجاییی مریمم؟کجایی؟

گفتی میرم و تا یکشنبه برمیگردم...

رفتیو دیگه برنگشتی پیشم...

ازمامانت پرسیدم گفت جمعه برگشتیم خونه...

پس کجایی تو عزیزم؟

امروز خیلی حرف توی دلم هست...

همشو میخوام بنویسم برات...

هههه

یادش بخیر عزیزجونم...

یادته بادوستات بودی یه اس برام فرستادی؟

شعر بود...

" من همان قاب خسته و بی تصویرم / که برای تو و تصویر دلت میمیرم"

بعدش من خودم بیت دومشو از خودم گفتم...

"من همان پنجره ی شکسته وبی شیشه / که واسه دیدنت چشات داره پرپر میشه"

چقد بعدش قربون صدقم رفتی که فدای عشق شاعد خودم بشم و...

همه کار میکردم تا تورو شاد کنم...

توی رشته هایی که هیچی نمیدونستم ازشون ولی تو دوس داشتیشون وارد شدم تا دلت رو شاد کنم...

من کجا شاعری کجا...

من کجا خوانندگی کجا...

من کجا دنیا کجا...

من کجازندگی کجا...

من کجا و...

عزیزجونم من چی کم داشتم نسبت به اونی که توالان دوسش داری؟

 چی برات کم گذشاتم؟

ازت یه خواهش کردم...

فقط دوسال صبر کن...

تا وارد دانشگاه بشم بعدش هر هفته میام پیشت عزیزکم...

قول دادم دانشگاه مشهد هم قبول نشم...

یه شهر دیگه باشم یا اصلا توی خوداصفهان باشم...

اونوقت از خرجیم میزدم تا بتونم هروقت دلم میخواد بیام پیشت...

یه جا خوندم "همیشه ماندن به معنای عاشقی نیست بعضی مواقع کنار کشیدن به معنای این است که چقد عاشق عشقت هستی"

باشه عزیزکم حالاکه تو میخوای من میکشم کنار...

توبرو باهرکسی که دوسش داری...

اگه متاسفانه به زودی نمردم که به پات وایمیستم حتی تا لحظه های اخر عمرم...

و اگه هم ایشالا خیلی زود مردم که هیچ...

عزیزکم تاجایی که بتونم هر روز وبلاگمو آپمیکنم حتی اگه 100 سال هم طول بکشه...

تاجایی که توخودت برگردی پیشم...

تاجایی که جون داشته باشم...

تاجایی که نمرده باشم...

نمیدونم میای به وبلاگم یانه...

نمیدونم...

هنوز اون اس ام اسی که 2 آبان برام فرستادی رو دارم ساعتای 6 بعدازظهر بود فک کنم...

"به دل میگم شب تاسحر یادش نکن ، دلم میگه دیوونشم توهم فراموشش نکن"

بعدش یه اس دادی گفتی...

"قلب من خانه ی آن هاییست که هر از گاهی یادی از دل خسته ام میکنند"

بعدش...

"دلتنگتم"

بعدش...

"فداتشم"

اینو که گفتی دقیقا یادمه با اسکیت توی راه برگشت خونه توی بلوار معلم کنار اداره ی اطلاعات بودم...

قلبم واستاد گفتم الهی قربونت برم مریمم {توی دلم گفتم}بعدش اس دادم گفتم...

"مریمم خودتی؟"

هههه

یادش بخیر چه روز شیرینی بود...

هیییی

خدا

الهی قربون قدو بالات بشم

ماه منی تو...

خیلی دوستت دارم

همه بووووس های دنیا + همه عشق های دنیا × همه ی عاشقای دنیا = عشق من نسبت به تو مریمم

خیلی دوستت دام

بووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووس

بابای عزیز جونم مراقب خودت باش عمرم


نوشته شده در چهارشنبه 1 تیر 1390 ساعت 12:25 ب.ظ توسط عاشق مرگ نظرات |

اره تعجب نکنین این اولین پستمه...
اولین پستی که عشقم پیشم نیست...
پستی که ...
مهربونم بعد امتحانام میرم دکتر واسه قلبم و آزمایش که ببینم به امید خدا سرطان دارم یا بدبختانه نه...
دعا کن که هم قلبم مشکل خاصی داشته باشه هم سرطان رو داشته باشم..
نمیخوام بی تو یه لحظه زنده بمونم...
دلم برای بووسه هات
برای اغوش گرمت
برای بغض همیشگی صدات
بغضی که همیشه داد میزد سجادم عاشقانه عاشقتم..
برای همه اینا تنگ میشه...
قربونت برم الهی...
چشم عزیزم قول میدم وصیت نامه جدید هم بنویسم...
عسل زندگیم...
خیلی دوستت دارم...
خیلیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی زیاد اونقد که فکرشوهم نمیکنی
مراقب خودت باش عزیزترینم
خداپشت و پناهت....
نوشته شده در دوشنبه 23 خرداد 1390 ساعت 03:15 ب.ظ توسط عاشق مرگ نظرات |



حقیقت داره یه خوابه
که دستات توی دستاشه

محاله اون نمیتونه
مثه من عاشقت باشه

باهاش خوشبخت و آرومی
سرت رو شونه ی اونه

یه روزی مال من بودی
ولی اینو نمیدونه

نمیدونه که دست تو
تو دستای منم بوده

بهش بگو که آغوشت
یه وقت جای منم بوده

بگو چی بین ما بوده
سرعشقت چی آوردی

اونم حرفاتو باورکرد
واسه اونم قسم خوردی

منویادت میاد یا نه
همون که عاشقش بودی

چقد راحت یکی دیگه
جامو پر کردبه این زودی


سلام عمرم
خوبی مریمم؟
...
آرامشی که امروز داشتم بعد حرف زدن باهات هیچوقت توی عمرم نداشتم...
الهی قربون صدای نازت برم...
الهی فدات بشم...
هه
دیروز هی درس میخوندم هی به خاطراتمون فکر میکردم...
هم میخندیدم هم گریه میکردم...
یادته گلم اون روزی که اون دختره بهم زنگ زد و اس داد شمارشو بهت دادم؟
بعدش گفتی به دختره زنگ زدم که چرا مزاحمت شده گفته دیگه مزاحمش نمیشم و خوش به حالت که عشقت اینقد دوستت داره...
یادته؟
بعدش این قضیه تموم شد تارسید به بله برون خواهرم...
اون شب شماره ی دختره رو دادم به مهران...
وقتی بهت گفتم یه جوری شدی
بعد چندروز که ازت پرسیدم که اون شماره دوستت بوده و از طرف تو بوده...؟
یادته چی بهم گفتی؟
گفتی ببخشید عشقمبه خدا همه عشقاشونو امتحان کردن و من هم ...
قربونت برم بعدش یادته چی گفتی بهم؟
خوب فکر کن...
یادت اومد؟...نه؟
گفتی سجادم توهم هرجور که دوست داری منو امتحانم کن...
یادش بخیر اون روزا فک کنم هفدهم یا هجدهم اسفند بود....
به دوهفته نکشید...
3 فروردین...
اون روز نحس...
ای بابا ولش کن عشقم واسا از خنده هامون بگم...
یادته عشقم اون روزای اولی که باهم آشنا شده بودیم؟
گفتی دلم گرفته اصن خندم نمیاد...
گفتم فردا کاری میکنم از خنده دلدردبشی...
توی پارک ملت بودم...
بهت زنگ زدم حدود یک ساعت حرف زدیم باهم...
برات کلی رشتی حرف میزدم..
همش میخندیدی...
نمیتونستی حتی جوابمو بدی...
خنده پشت سره خنده...
یادش بخیر...
هیییی
7 ماه گذشت...
دیدی گلم؟چقد زود گذشت؟
هنوز به اولین سالگردمون نرسیدیم
راستی...
یادته گلم؟
منو یادته؟...
اسممو یادته؟...
عشقمونویادته؟...
خیلی وقته منو بااسمم صدا نکردی...
خیلی وقته بهم نگفتی عشقم...
خیلی وقته دلتنگتم...
خیلی وقته ...
دلم لک زده واسه همه حرفات...
واسه اون روزایی که وقتی تلفنی باهم حرف میزدیم هر یک کلمه که میگفتی 10 بار قربون صدقم میرفتی...
هییییی خدا...
بگذریم گلم از این حرفا...
قربون شکل ماهت برم یه خواسته ازت داشتما...
چرا وبلاگ نازتو آپ نمیکنی؟
جون من یکم از اون حرفای نازت بنویس توی وبلاگت برام تا بازم مثه بقیه ی آپ هات صد دفعه بخونمشو هی قربون صدقت برم و جون بدم برات...
جون من وبلاگتو با حرفای قشنگ دل کوچولوت آپ کن عشقم
باشه جیگرم؟
بوووووس
دووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووستت دارم اندازه بزرگی خدا

بابای عزیز جونم...

نوشته شده در شنبه 21 خرداد 1390 ساعت 01:08 ب.ظ توسط عاشق مرگ نظرات |

سلام به همه دوستای خوبم
حالتون که خوبه ایشالا؟
خداروشکر..
سلام مریمم
خوبی جیگرطلای من؟
من خوبم؟منم خوبم
ممنونم فداتشم الهی...
قربونت برم میدونی چرا خوبم؟
چون شنیدم میگن امشب شب آرزوهاست...
هر آرزویی بکنی برآورده میشه...
واییییییی خیلی خوشحالم
یعنی میشه آرزوی کهنه ای که توی قلبم هنوز داره مثل ساعت میزنه ومنو به یاد قدیما میندازه برآورده بشه؟...
دل توی دلم نیست...
یه حسی بهم میگه ایندفعه آرزوم برآورده میشه...
امشب یه نماز 12 رکعتی داره که میگن خیلی ثوابش زیاده...
اول اونو میخونمش... بعدش شروع میکنم به دعاکردن...
اول ازهمه واسه فرج آقاامام زمان دعامیکنم
بعدش واسه پدرومادرم...
بعدش دیگه نوبت تویه گلم
بوس
برای سلامتیت دعا میکنم
برای اینکه از خطرات جامعه گرگ صفت در امان بمونی دعا میکنم
واسه اینکه همیشه موفق باشی و مقابل مامان و بابای خوب و مهربونت سربلند باشی...
برای اینکه همیشه مریمم من باشی...
واسه اینکه خیلی زود مشکلاتمون حل بشه و منو تو به هم برسیم و همدیگه رو خیلی زود توی بغل همدیگه غرق محبت هم ببینیم....
وای چه روزی میشه اون روز...
اصن یه شوق خاصی دارم
توصیفش سخته گلم...
خیلی شادم...
مطمئنم امشب خدا دست رد به سینم نمیزنه...
فداتشم جیگرم....
راستی واسه دیروز معذرت شبش با بابام دعوام شد زد توی گوشم...
صبحش هم مامان رد تیغا رو روی بازوم دیدوقتی هم فهمید که نوشتم { M } گوشیو جمع کرد
نتونستم صدای نازتو بشنوم
الهی بمیرم برات مثه اینکه هم دردیم توروهم بابااکبر کتک زده؟
فدای صورت ماهت برم
وقتی فهمیدم یخ زدم...
مردم از نگرانی...
{الهی بمیرم برات
نبینم اشک چشات

جای سیلی رو صورتت

غم میباره از نگات

الهی بشم من فدات

نبینم اشک چشات

گریه نکن جون من

چقدخیسن اون چشات

با اشکات من جون میدم

خودم میشم خاک پات

}
گل نازوخوشگلم فدای صورتت شم حتی اگه مامان بابام اجازه ندن بیام پیشت و توهم نیای پیشم به خداقسم فرارمیکنم ازخونه...
هرچی میخواد پیش بیاد پیش بیاد
دلمو زدم به دریا...
فقط تورومیخوام...
حتی اگه دیگه تویخونه رام ندن مشکلی ندارم...
حرم آقا امام رضا جای همه عاشقا و کساییه که جایی ندارن درنتیجه به خون سرورشون پناه میبرن تا اونجا آرامش بگیرن...
منم میرم اونجا تا آروم بشم...
مطمئن باش امسال تابستون میام پیشت...
خیلییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی دوستت دارم
اندازه بزرگی و رحمت و محبت خدای یگانه دوستت دارم
راستی عشقم توروجون سجادت جون من قسمت میدم حرفمو رد نکن برو دستت بابااکبر همون دستی که زد توی صورت ماهت روببوس...
بذار تا خودش پشیمون بشه...
مطمئن باش ازدلت درمیاره...
قربونت برم جون من انجام بده اینکارو
اگه انجامش ندی یعنی اصن دوسم نداری...
فداتشم الهی
بووووس
بابای عشق پاک و خوشگل و نازم

نوشته شده در پنجشنبه 19 خرداد 1390 ساعت 03:30 ب.ظ توسط عاشق مرگ نظرات |

اینم از اخرین طراحیم

تقدیم به همه کسم ، عشقم ، امیدم ، زندگیم ، جونم و...
تقدیم به مریمم



نوشته شده در دوشنبه 16 خرداد 1390 ساعت 03:16 ب.ظ توسط عاشق مرگ نظرات |

چی بگم از کجا بگم؟دردمو به کیا بگم؟
.
.
.
.
.
{علی عبدالمالکی اهنگ : حتی}

میدونم دیگه دوسم نداری
دیگه پیشم نمیمونی
بذا تا بت بگم که
یه چیزایی نمیدونی
تو واسم عزیزجون بودی
توی رگ هام مثه خون بودی
کاشکی با من مهربون بودی...
به یاد تو بودم حتی
وقتی تو به یاد من نبودی
حتی وقتی دلمو شکوندی
حتی وقتی رفتیو نموندی
به یاد تو بودم حتی
وقتی توبا غربیه نشستی
حتی تو نامه نوشتی
عاشق یه کس دیگه ای هستی
اشک چشمامو ندیدی رفتی ازمن دلبریدی
من برای تو میمردم
کاشکی غصمو میدیدی...


سلام به همه...
بلاخص خانوم خوشگلم ...
خوبی مریمم؟...
فداتشم الهی کجایی خانومی؟
دلم برات یه ذره شده...
درساتو خوندی عمرم؟
دورت بگردم میگم اگه وقت کردی پاتو از روی زمین بلند کن و یه نگاهی به منم بنداز...
مردم ازدلتنگیت عزیزم...
ولی گفته باشم ازت دلخورم بات قهرم...
چندوقته اصن به من توجه نمیکنی...
همه برات مهم هستن جز من...
حتی نمیپرسی حالت خوبه؟زنده ای یا مرده؟چه مرگت هس اصن؟...
چرا دیگه مثل سابق دوسم نداری؟
چرا داری خودتو ازم دور میکنی؟...
این بود همون عشق جاویدانی که ازش حرف میزدی؟
مریمم منواسه مرگ آماده ام...
اگه میخوای بیا بیزن تیغ و...
تیغ اول و دوم و سوم و...
اینقد به بدنم تیغ بزن تا جون بدم...
ولی فقط یه خواهشی ازت دارم عمرم فقط وقتی داشتم جون میدادم دستتو بذار توی دستم لااقل اون موقع پیشم باش...
چشاتو بدوز به چشمام تا سیرآب شم...
میخوام اینقد نگاهت کنم تا چشام کور بشن...
...مریمم تیغ و بگیر دیگه...
چرا نمیزنی؟
بزن توروخدا...
میخوام الان بمیرم و کنار توباشم لحظه ی مرگم...
هه
داستان لیلی و مجنون یادته؟مجنون از غم لیلی سر به بیابون گذاشت و مرد...
داستان شیرین و فرهاد چی؟خسرو فرهادو از  کوه پرت کرد پایین تا به شیرین برسه...
الان توی زندگی منو تو...
شیرین تویی فرهاد منم خسرو هم مهدی...
خسرو هم به شیرین گفته بود تومال منی و نمیذارم مال فرهاد باشی...
درست مثل حرف...
که بت گفته بود تو مال منی...
الان هم داره منو از کوه عشق پرت میکنه پایین تا ازبین برم...
کوه عشقمون...
اره گلم یادته؟
از قله ی اورست بالاتر رفته بود...
تنها کوهی بود که از ارتفاعش کم نمیشد و نخواهد شد...
حتی بهش اضافه هم میشد
ولی از بعد عید از بعد اون روز شوم نذاشتی ارتفاعش بیشتر بشه...
همون پایین موندی و رفتی روی کوه هوس واستادی...
هی با اونمیرفتی بالا...
اینقد که دیگه منو ندیدی و فراموشم کردی...
اینقد که صدامو نمیشنیدی...
اینقد که...
هه
ولش کن عشقم باز یاد اون خاطرات تلخ افتادم...
قربونت برم الهی... چند روزه وبلاگتو آپ نکردی خواستم بگم یکم از اون حرفای قشنگ دلت برام مینویسی توی وبت؟
میخوام بازم با حرفات این مرده ی متحرک رو زنده کنی...
قربونت برم الهی
بوس
بای عشقم


نوشته شده در یکشنبه 15 خرداد 1390 ساعت 09:42 ب.ظ توسط عاشق مرگ نظرات |

اخرین مطالب
....
.....سلام... :(
دومین سالگردمون مبارک نفسم...
دومین سالگرد....فردا... :(
رکورد...
زن که باشی....
خاطره ی یک عشق
اینم 2 تا عکس جدید از خودم .. :)
... دردودل نامه...
درد و دل

صفحات وبلاگ
تعداد کل صفحات :( 5 ) 1 2 3 4 5